افراط پيمودند، زيرا فراموش كردند كه طب، بر عكس حقوق و الهيات يك علم تجربياست كه نبايد در قالب سختي محدود شود، و در اين مورد آزادي رشد بسي مهمتر از طبقهبندي و تنظيم است؛ با اين حال، مساعي آنان، علـٰيرغم مبالغه و ناپختگياش، نه غيرضروري بود و نه بيحاصل، بلكه فقط دورهاي بود در چرخهٴ بيپايان كاوش از تحليل به تركيب و بر عكس. چرا گفتم ((ناپخته))؟از جهتي پيش از آن كه، تمام حقيقت را بدانيم هر نوع تركيب و تأليفي ناپخته است از جهت ديگر، وقتي قسمتي از حقيقت را ميدانيم هيچ تركيبي ناپخته و خام نيست.
آلدروتي و كوروي را اين شرايط برميانگيخت كه از زمان ورود آثار عربي تا آن هنگام معلومات طبي وسعت فراواني يافته بود، زمان تركيب تازهاي فرا رسيده بود كه در آن همهٴ معلومات بهدست آمده از مآخذ يوناني، عربي، لاتيني، و عامه در كنار هم گردآوري، مقابله و طبقهبندي شود و به صورتي هر چه كاملتر و دقيقتر در دسترس قرار گيرد.
پدروي اسپانيايي نوع ديگري از تركيب را در مقياسي فرودستتر انجام داد. از اين گذشته، پدرو نه تنها در زمينهٴ طب، بلكه در فلسفهٴ خاص هم نويسندهٴ موفقي بود.
خلاصهٴ منطق او رايجترين رسالهٴ منطق در قرون وسطا بود، و شهرت او به قلمرو لاتيني محدود نميشد، چون بهدنياي يوناني و عبري هم راه يافته بود. او رسالهٴ مشروحي هم در روانشناسي تأليف كرد، كه از لحاظ ما اهميت خاصي دارد، چون پدرو وقتي آن را مينوشته فراموش نكرده كه طبيب است: ملاحظههاي وظايف الاعضايي و طبي غالباً در آن اعمال شده است.
اين امر كه ديگر ارغنون ارسطو كاملاً در دسترس بود موجب احياي منطق شد و نتايج شايستهاي به بار آورد (يا به آن كمك كرد)، مخصوصاً توسعهٴ مدرسهٴ حقوق بولونيا، منتخب منطق پدروي اسپانيايي، و تعاليم تاديوآلدروتي. اين امر نتايج ديگري هم بهبار آورد كه در خور تحسين كمتري است. البته هر نهضتي ممكن است منحرف شود، واگر به قدر كافي از اقبال عموم برخوردار باشد، محكوم است كه بهنحوي منحرف گردد. منطق جديد برانديشهٴ برخيها مانند شراب اثر كرد: چون كارآمد از آب درآمد، منتظر معجزههاي فوري آن شدند. بهترين مظهر اين انحراف منطقي رامون لول كاتالاني بود. او دستخوش اين توهم شد كه طب را برمبناي منطق محض ميتوان سازمان داد و اثبات كرد.
[راجر] بيكن رسالههاي طبي متعددي نوشت كه بسياري از آنها درخور توجه نيست، ولي دستكم در يكي از آنها به نام اندرباب خطاهاي پزشكان آثار خردمندي شاياني را نشان داد و اصول طب تجربي را برشمرد. در قسمت 63 بدان باز خواهم پرداخت.
خواه آثار ابنميمون را بهحساب آوريم يانه، تقدير ما از آثار طبي عبري بسيار چشمگير خواهد بود. به هر دو ترتيب، اين كار رواست، چون ابنميمون بهزبان عربي نوشت، ولي آثارش بهسرعت به عبري ترجمه شد و به صورت عبري بيش از عربي تأثير خود را اعمال كرد. آثار